توضیحات
خواب الهام بخش- آفرینش جهان
نویسنده : روفیا نعمتیان
جهانی شدن هر چیزی امرزه از ویژگیهای این قرن است، کشورها بیش از همیشه به هم نیازمند هستند و ارتباط و نیازمندی دو عاملی هستند که برای حل مشکلات این جهان غیرقابل انکار است و اگرچه به دست آوردهایی که تابحال حاصل شده است نظر کنیم اهمیت موضوع را بیشتر درک می کنیم از یشرفتهای بزرگ علمی گرفته تا اختراعات و کشفیات بشر در حوزه های پزشکی، علوم انسانی و فیزیک و شیمی و نوشتن رمان های کلاسیک که در هنر و ادبیات در مدت کوتاهی بوجود آمده است همه از عظمت و امکانات این زمان حکایت می کنندکه بسیاری از این امکانات که در عالم بوجود آمده است، از خواب های الهام بخش برگرفته است که بصورت نبوغ در افراد ظاهر می شود،بسیاری از دانشمندان ونظریه پردازان و رمان نویسان به اتفاق، هم نظر هستند که چون در حال فکر کردن درباره موضوعی بودند طرح و دریافت آن در خواب صاحبانشان شکل گرفته است و موجب شده است که ذهن جرقه ای بزند و حل معمای آن موضوع به فکر آن شخص خطور کند، مثلا رویای الهام بخش دکتر جیمز واتسون توانست کلیه حل این معمای DNA باشد، و یا نظریه نسبیت انیشتین و بسیاری دیگر از دانشمندان از طریق خواب های الهام بخش موجب تغییر وتحول در جهان گشتند.
نظریه چگونگی آفرینش جهان از طریق گواهی دل برمن عبور کرد و در ذهن من شکل گرفته است و موجب گردید که با تمام وجود و نیرویم بر روی این موضوع تمرکز کنم و بنویسم ولی جرات نمی کردم که آنرا روی کاغذ بیاورم تا اینکه شبی در عالم رویا خواب می بینم که به من گفته می شود داستان آفرینش را بنویسم این خواب برای من شفاف و واضع بود، بعد از اینکه مطالب مختلف را مطالعه کردم بر اثر تحقیقات وسیع و دقیق درکتاب ومنابع مربوطه و با استناجات منطقی و با ترکیبات مناسب و نکته سنجی کنجکاوانه سعی نمودم براساس شبیه سازی عواملی که در بوجود آمدن کوهها و اقیانوسها نقش داشته است با برداشت از آن عوامل نظریه آفرینش جهان را بنویسیم.
اینکه چه عواملی موجب بوجودآمدن این جهان شده است، براساس کتب مقدسه تورات و انجیل و قرآن آفرینش جهان را در 6 روز می دانند مثلا در کتاب تورات نوشته شد که خداوند جهان را در شش روز آفرید وسپس در روز هفتم استراحت می کند، در قرآن هم داستان آفرینش به صورت پراکنده در آیات مختلف مطرح شده است که آفرینش جهان را توسط خداوند در شش روز میداند یعنی خداوند اول آسمان و زمین را به مدت دو روز خلق نمود و چهار روز دیگر موجودات و عناصر کیهانی را خلق کرد ، زیرا قدرت و اراده خداوند کن، فیکون است، با توجه به آیات قرآن خلقت این جهان در شش روز است منظور از یوم، روز الهی است که مدت آن نامعلوم است و معنای ظاهری ندارد چون طبق آیات الهی هر روز معادل هزار سال است و از طرف دیگر تا آسمان و زمین نباشد و طلوع و غروب خورشید نباشد روز و شب معنایی ندارد و دانشمنداان معتقدند آفرینش این جهان گام به گام بوده است و ممکن است به میلیاردها سال برسد که از لحاظ قانون طبیعی و عقلی توجیه علمی دارد با توجه به هر دو نظریه با شبیه سازی در مورد چگونگی تشکیل اقیانوس ها و کوهها می توانیم آفرینش جهان و هر آنچه که در آن وجود دارد متوجه شویم همانگونه که تشکیل کوهها و اقیانوسها یکدفعه ای بوده است، مثلا تشکیل اقیانوسها از فوران های آتشفشانهای متعدد و بمباران شدن سطح زمین توسط ستاره های دنباله دار و شهاب سنگها طبق فرایندی بوجود آمده است و یا تشکیل کوهها از برخورد و لغزش لایه های زمین یا برخی نتیجه فوران آتشفشانها و یا نتیجه فرسایش زمین بوده است ، بنابراین نقطه آغازین این جهان هم می تواند از منفجر شدن گویی آتشین از حرارتی که حاصل امتزاج نیروی فاعلی و منفعل است پدید آمده باشد وآفریدن موجودات وعناصر کیهانی در مراحل بعد به مرور زمان صورت گرفته باشد مثلا آغاز پیدایش موجودات تک سلولی در آب اقیانوس ها که هر موجود تک سلولی به انتخاب طبیعی خود موجود دیگر را پیدا کرده است ، یعنی موجودات تک سلولی قرینه خود را بصورت تصادفی پیدا کرد و برای بقا وتولیدمثل انتخاب کرد و بر اثر تلاقی با هم یک موجود دیگر را خلق کرد . مثلا موجود تک سلولی انسان به انتخاب طبیعی و تصادفی خود با یک موجود تک سلولی دیگر به نام انسان که به آن سازگاری داشت تلاقی نمود و یک انسان دیگر را خلق کرد واگر این موجود تک سلولی انسان با یک موجود تک سلولی دیگر به مثل حیوان تلاقی میکرد. چون ناسازگاری یافته بود از بین می رفت، به همین دلیل طبق نظر کتب مقدسه، آفرینش جهان یکدفعه بوده است ولی بوجود آمدن گیاهان وحیوانات و انسانها وموجودات دیگر طبق نظر دانشمندان گام به گام بوده است، اگرچه که جهان آفرینش قدیم است ، یعنی همیشه وجود داشت ولی مبدا و آغازی دارد و بوجود آمدن آن طبق اراده الهی است وخداوند همیشه بوده و خواهد بود و آغاز و ابتدایی بر آن نیست و مقدم بر همه موجودات و کائنات است.

دیدن رنگها در عالم رویا و تعابیر آن
مطالعات ویژه ای که درباره انواع ترکیب رنگها انجام شده است به جهت حس کنجکاوی و تحقیق در این موضوع مرا واداشته است که رویاهایی در عالم خواب از رنگها و یا از ترکیب آن برای من اتفاق می افتد بنویسم، زیرا رنگ مثل هر چیزی در جهان می تواند سهمی از تقدس داشته باشد، زیباترین جلوه ترکیبات رنگها را از طریق گلها می توانیم ببینیم مثلا گلهای مختلف ارغوانی که چون گیاه مقاومی است که درداخل خاک سنگین رشد می کند، در کوهها این گلهای ارغوانی بسیار دیده می شوند، که چشم انداز زیبائی و محیطی بی نظیر درقلب کوه را فراهم می کند و زیباترین ترکیبات رنگ ارغوانی را با رنگهای دیگر که با آن هماهنگ است یا در تضاد است به نمایش می گذارد، حتی رنگها در روز و شب دو سیمای مختلف را ارائه می دهد، اینکه رنگ در چه نقطه ای و در چه زاویه ای از نور خورشید باشد جلوه آن متفاوت است، مثلا رنگ سبز در هنگام روز در آفتاب با گذر از صف های متعدالمرکز بر روی چمنی می تابد در ساعتی از روز رنگ سبز تیره درختان سرو را نشان می دهد و در ساعت دیگری از روز سبز نقره از درختان زیتون را نشان می دهد، دو رنگ سبز و سرخ از همه رنگها معروفترندورنگ های دیگربرای ایجاد هماهنگی با این دو رنگ است، رنگ سرخ، رنگ شهادت است و رنگ سبز علامت سیادت و سرسبزی درختان و فعالیت و زندگی است، تمام شاعران و نویسندگان برای نمایش زیبائیها از رنگ سبز بهره بردند و آن یکی از مواهبی است که خداوند در نهاد من به ودیعه گذاشته است و توانائیها و قابلیتهای بالقوه من استفاده از رنگ ها است که در عالم رویا می بینم زیرا رنگ جلوه ای از نور است و هر یک از رنگها که در خواب می بینم گاهی یک حس آرامش و گاهی یک حس ناخوشایند در من ایجاد می نماید ، حتی از ادغام و ترکیب رنگها و از تاثیر آن می توانم یک تصویر ذهنی بیافرینم زیرا دیدن هر یک از رنگها در خواب نشان دهنده یک علامت است و بدین گونه بسیاری از احساسات مثبت و منفی و واکنش های دیگران بر من آشکار می شود مثلا اگر کسی را ببینم که لباس مشکی پوشیده و روبروی من ایستاده است، نشان از کدورت اوست و اگر آن لباس مشکی همراه با بنفش باشد نشان دهنده دلخوری و کدورت همراه با بلوا و آشوب است و من سعی می کنم آمادگی لازم برای روبرو شدن با واکنش ها و التهاباتی که ممکن است بوجود بیاید را داشته باشم تا بتوانم مانعی بر این رفتارها باشم و یا پیشاپیش تصمیم می گیرم که از آن فضا و موقعیت دور باشم در اینجا علائم وتعابیری که که رنگها در رویا دارد را بازگو می کنم.
رنگ زرد: رنگ ناامیدی و یاس است- رنگ سرخ: رنگ شهادت و رنگ شک و بدبینی است، رنگ مشکی: رنگ عزاداری و غم و درد و رنج است.
رنگ صورتی: رنگ عشق و لطافت و محبت داشتن است
رنگ سبز: رنگ سیادت، زندگی و شادابی و فعال بودن است
رنگ سفید: رنگ پاکی و معصومیت و سادگی است
رنگ نارنجی: رنگ دوست نداشتن و خوشایند نبودن و گاهی رنگ تنفر است
رنگ آبی: رنگ خدمت و محبت و ایمان داشتن است
رنگ طوسی: رنگ تمایز و متمایز بودن از دیگران است . مثلا اگر کسی لباس طوسی بر تن دارد، نشان از متمایز بودن و داشتن ویژگی اوست.
رنگ بنفش: رنگ تشنج بودن اوضاع و آشفتگی است.
رنگ کرم: رنگ پاکی و داشتن قابلیت و توانایی ویژه است
رنگ زرشکی: رنگ هوی و هوس و تهمت و افترا است
رنگ شیری: رنگ پاکی و معصومیت و یک درجه از رنگ سفید پایین تر است
رنگ قهوه ای: ترکیبی از رنگ قرمز و سیاه و زرد است : که تغییرات مختلف می تواند داشته باشد. در حقیقت تعبیری از سه رنگ است، نه تنها در رنگ قهوه ای بلکه در ترکیب رنگهای دیگر هم می توانیم تعبیرات خود را از آن رنگ ها دررویا داشته باشیم، در حقیقت می توانیم از رنگ ها، احساس و عملکرد خود یا افراد دیگر را بفهمیم و از احساس و افکار مثبت یا منفی دیگران متوجه شویم و بسیاری از گرایشهای فکری و ذهنی آنان چه خوشایند و چه ناخوشایند را درک کنیم و در نتیجه این شناخت، می توانیم تغییر و تحولاتی چه از لحاظ فکری و چه از لحاظ جتماعی ایجاد نمائیم که باعث آرامش و آسایش شود و به ایجاد یک همدلی و همکاری بیانجامد.

تاثیر اخلاق در حفاظت محیط زیست
برای آنکه تاثیر اخلاق را در محیط زیست واضح تر نشان دهیم، کافی است که به ضایعاتی که بی اخلاقی و بی مسئولیتی بر محیط زیست و زندگی انسانها وارد می کند، توجه کنیم ، آن گاه متوجه می شویم که ایمن نبودن محیط، چه لطمه هایی هم از نظر اقتصادی و هم از لحاظ روحی و روانی بر جامعه وارد می کند؛ که اگر این آسیب ها نبود ،مردم در رفاه و آرامش بیشتری زندگی می کردند.متخصصان محیط زیست بر این باورند که آلودگی محیط زیست و ویرانی سریع منابع ،منشاء بسیاری از بیماریها و فقر وبدبختی است در حالی که اگر مسئولیت پذیری هم مردم و هم دولتها در میان بود ،کار به اینجا نمی رسید.دیگر کافی است صدای توسعه و پیشرفت شنیده شود، باز هم جای امیدواری است که بسیاری از دولتها و مردم به خود آمدند و اهمیت دادن به آب و هوا و محیط زیست، جزء دستورالعمل کار کشورها قرار گرفته است، طوری که توجه به آن جزء فضیلت های اخلاقی به شمار می آید.
زیرا اگر دولتی برای پیشرفت کشورش و رفاه مردمش ملاک های اخلاقی را در رابطه با محیط زیست زیر پا بگذارد، آن دولت محکوم است .حتی اگر بخواهد بیکاری را در کشور خود به حداقل برساند یا اگر فردی برای رفاه خانواده اش نسبت به محیط زیست بی تفاوت باشد، هدفش اگر چه که عالی باشد، بی اهمیتی به محیط زیست را توجیه نمی کند، امروزه بسیاری از حکومتها برای سالم نگهداشتن محیط وآب و هوا ،مبالغ هنگفتی را برای تحقیق و بررسی صرف می کنند و می دانند سرمایه گذاری در این زمینه می تواند باعث توسعهٔ اقتصادی و پیشرفت اجتماعی و فرهنگی شود وآینده به جوامعی تعلق دارد که تحقیق و بررسی را با فضلیت های اخلاقی تلفیق نمایند و فقط به فکر رفاه مردم کشورشان نباشند زیرا علاوه بر اقتصاد و درآمد سرانه حفاظت محیط زیست وپاک بودن آب و هوا و تمیزی رودها و دریاها و کوهها نیز میزان شاخص پیشرفت و رفاه مردم یک کشور محسوب می شودو نشان از پیشرفت و بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی وفرهنگی یک جامعه است.
شبی که در این فکر بودم ،در عالم رؤیا خواب دیدم که رودخانه ما در شهر لنگرود است .وقتی بیدار شدم متاسف شدم؛انگار به چشم خود نابسامانی و خرابی رودخانه را می دیدم و به نوعی مطمئن شدم که این رودخانهٔ ما در آینده ،دچار ضعف محیط زیستی می شود و خود را آماده نمودم که این شرایط را بپذیرم و دعا کنم نعمت باران جاری شود و رود باریک و عمق ما مانند گذشته پر آب شود. خوشبختانه در هیچ زمانی مانند امروز اهمیت محیط زیست تا این حد برای کشورها مهم نبوده است ؛زیرا به واسطهٔ تکنولوژی و وابستگی کشورها و ارتباط و نیازمندی کشورها به هم حفاظت محیط زیست جزء برنامهٔ مشترک جهانی و بین المللی قرار گرفته است و به دلیل ارتباط واحتیاج کشورها نسبت به هم ،بسیاری از مواد غذایی و سبزیجات و غذاهایی که وارد کشورهای مختلف می شود، منشاء بساری از بیماریها ست که رعایت نکردن آن ،سبب درگیر نمودن تمام دنیا به مشکلات وبیماریها است و یا اهمیت ندادن به گرمایش زمین که منشاء آن گازهای گلخانه ای است و تاثیری بسزایی در آب و هوای کره زمین دارد و سبب نازک شدن لایه ازون گردیده است همچنین کم نکردن گاز دی اکسید کربن co2 هوا که از سوخت بنزین و نفت ذغال سنگ،گاز طبیعی بوجود می آید .در نتیجه ،باعث بالا رفتن درجهٔ حرارت محیط شده که همین چند درجه گرم شدن هوا بلایا و صدمات فراوانی به صورت طوفانها،سیل و خشکسالی ها ایجاد می نماید که به دنبالش فقرو آوارگی و فلاکت را به همراه دارد. اگر چه که به طور دقیق مشخص نیست که طبیعت و محیط تا چه نسبت از دخالت بی رویهٔ بشر حساسیت نشان می دهد ؛ولی ما وظیفهٔ خودمی دانیم احترام به طبیعت وتوجه به سلامت کرهٔ زمین ،تا محیط پاکی داشته باشیم بنابراین باید رفتار خود را در رابطه با محیط زیست اصلاح نمائیم و با کم کردن مصرف در همه زمینه ها از جمله ؛در محدودیت استفاده از ظروف یکبار مصرف و کم کردن از کیسه فریزرها و زباله ها در پاک نگاه داشتن طبیعت همدوش و همگام با سایر علاقمندان در حفظ سلامت کرهٔ زمین کوشا باشیم و این احترام و پاس داشت محیط زیست ابتدا باید از خانه ها از طریق والدین شروع شود وبعد آموزش و پرورش در مدارس به الزام دانش آموزان درپاک نگهداشتن طبیعت از طریق درس و بازی آموزش داده شود ،بعلاوه ،در حفاظت از محیط زیست به آن یک جنبهٔ اخلاقی و معنوی بدهند ؛زیرا اگر فضیلت اخلاقی و معنوی در میان نباشد ،هیچ امری از امور محقق نمی شود، ودر نتیجه علم ،تعهد ،تحقیق و عملکرد نتیجه نمی دهد.

تجلی موهبت الهی از طریق اسم ها و تعابیر آن در عالم رویا
من هر روز صبح به محض آنکه چشم هایم را باز می کنم قبل از شروع زندگی روزانه یک به یک رؤیا هایم را به خاطر می آورم وآن ها را بررسی می کنم تا با بررسی وبه خاطر آوردن آن رؤیاها بتوانم جواب بسیاری ازسئوالات یا راهنمایی برای زندگی ام بیابم ودرهای جهان نوینی از فهم وادراک به روی خود بگشایم واز این طریق در جهان بیداری به سوی موفقیت وآرامش به پیش بروم.
علاوه بر رنگها ،رؤیا هایی که از اسم ها که در خواب می بینم می توانم برای حل مشکلات ویا آگاه شدن از نیازها وآرزوهایم وگاهی برای ترس از آن کمک بگیرم .
گاهی شما ممکن است کسی را در خواب ببینید که هیچ معنی ومفهومی ندارد ،ولی اسم یا فامیل آن فرد است که به خوابتان معنی ومفهوم میدهد زیرا اسم ها می توانند سهمی از تقدس و قدرت بخشی به این عالم را داشته باشند. تجسم اسم ها و به زبان آوردن آن نه تنها باعث طلب فیض الهی می شود، بلکه تاثیر زیادی بر ذهن و فکرمان دارد و یک نیروی عظیمی در حیطه نامرئی خود می بخشد.مثلاً با به زبان آوردن نام های پیامبران و مقدسین در زندگی شخصی و اجتماعی خود با روبرو شدن در مقابل مشکلات و یا فشارها و دشواریهای زندگی نام آن نفوس مقدس باعث آرامش روحی و ذهنی ما می شود.
هر فرد مومن و دیندار به آئین خود با به زبان آوردن نام پیامبر در لحظه لحظه زندگی خود یک امواجی نیرومند و یک اشعه قدرتمند از گفتن نام آن اسم مقدس در وجودش بر می خیزد که هم باعث کم شدن فشارها و تنگناهای زندگی می شود و هم یک پالایش ذهنی و فکری ایجاد می کند.
در زندگی روزمره خود بسیاری از افراد در شروع هر کاری از اسم پیامبران و مقدسین مانند عیسی مسیح یا مریم مقدس استفاده می کنند و می گویند از موهبت اسم این نفوس مقدسه انگار دریچه ای برای ما باز می شود و موجب رفع بسیاری از مشکلات و محرومیت ها می شود و حتی اگر گره ای از مشکلات باز نشود سبب قوی شدن بنیه روحانی ما می شود و زندگی بر ما آسانتر می شود.
عده ای می گویند که در مراقبه ها و دعاها روزانه خود از گفتن نام عیسی مسیح و یا حضرت محمد و یا مقدسین دیگر، از حوادث و وقایع زندگی محافظت می شویم و یک اعتمادو اطمینان از تکرار نام مقدس پیامبران بدست می آوریم و این چنین نیروی روحانی و معنوی خود را آهسته و صمیمانه جذب می کنیم و نیرو و قدرت و تاثیرش را می بینیم که آن براستی معجزه است.
مثلاً در ورزشکاران می بینیم که در هنگام مسابقات ورزشی بعضی از افراد می گویند که با به زبان آوردن و با صدای بلند گفتن نام مقدسین قدرت مضاعفی پیدا می کنیم انگار یک نیروی عظیمی را از آن قوای روحانی جذب می کنیم.
تمام افراد می توانند از موهبت نام مقدسین الهی آن با رقه الهامی و نبوغ فردی درون خود را به جریان بیاندازند. اینکه چرا به زبان آوردن نام پیامبران آرامش و قدرت می یابیم شاید به این دلیل باشد که ما خودمان را بنده ضعیفی می دانیم که توانایی و آرامش را از طریق او می خواهیم و با همنوا بودن با اسم او قدرتمند می شویم و نشان می دهیم که هر چه هستیم از توئیم آن کن که سزاوار ذکر توست نه لایق ذکر من و گاهی هم می تواند جنبه خضوع و فروتنی خود را نشان دهیم که ما مانند ابزاری هستیم در دستان تو.وبه این طریق ارادهٔ خدا را بر ارادهٔخود برتری می دهیم و حل مشکلات خود را به قدرت حق می سپاریم.
این نیروی نامرئی بصورت ثمره ای معین و بصورت مرئی در جهان محسوس بوجود می آید و ما را به هدفمان می رساند، حتی اگر آن لحظه به هدف نرسیم، برای ما آزادی و رهایی نسبت به آن وضعیت می بخشد، بنابراین از طریق اسم ها به تجلی موهبت عشق و اقتدار و آرامش می رسیم.
استفاده از اسم ها در عالم رویا و تعابیر آن در بیداری یکی از موهبتهایی است که خداوند به من بخشیده است که اینچنین قابلیت و توانایی و استعداد خود را پیدا کنم و یا اگر نسبت به یک موضوعی احساس ناامنی داشته باشم به من اطمینان و آرامش می بخشد.زیرا هر اسمی می تواند یک معنی و مفهوم خاص خود را داشته باشد.
در واقع نه تنها اسم های پیامبران یک موهبت و قدرت است بلکه اسم های افراد عادی و معمولی هم می تواند راهنما و مشوق برای افراد باشد.
مثلاً اگر در خواب ببینم کسی از صدا و نحوه خواندن کسی تعریف می کند اگر او را در خواب نوازنده و یا موسیقدان ببینم و فامیلی اش کثیری باشد، متوجه می شوم که عده زیادی از آهنگسازها صدا او را برای خوانندگی یا حتی دوبلور شدن مناسب می دانند و یا اگر من نسبت به موضوعی اعتماد نداشته باشم و کسی را در خواب ببینم که اسمش محرم است متوجه می شود که او قابل اعتماد و محرم است و باعث می شود که به او اطمینان داشته باشم، به یمن این خواب ها احساس زیباو لطیفی همراه با آرامش و آسایش به من دست می دهد که من نگران چیزی نباشم و عامل مهمی است برای ایجاد یک اقتدار فکری و بوجود آوردن سلامتی و شادابی در زندگی ام.
این رویاها به من کمک می کند به عنوان فردی مطمئن و با معیاری منطبق بر نگرش های صحیح برای رسیدن به موفقیت و اهداف زندگی تلاش کنم.
البته نکته ای که باید در نظر داشته باشیم که تعابیر این خواب ها باید سنجیده و آگاهانه باشد تا مایه فخر و مباهات و قوت و بلوغ یک فرد شود و بتواند طرح و نقشه الهی را از این طریق بدست آورد تا هم موجب شادی و سلامتی و تمایز فردی او شود و هم باعث ایجاد وحدت و آرامش میان افراد شود.

تاثیرات جهانی حقوق الهی
توی دفتر یادداشتم با ماژیک پررنگ روزی را که حقوق الله پرداخت می شود، می نویسم، امروز حدود یکسال از آن روز گذشته است، زیرا بر این باورم که مال انسان بعد از ادای حقوق الهی، سهمی از جهان تقدس حاصل می کند، یعنی طیب و طاهر می گردد. همه افراد ممکن است در بدست آوردن ثروت و مال اگرچه تمام نکته های حلال و حرام را رعایت کنند، باز هم ممکن است شائبه هایی از ناخالصی در اموالشان باشد که با پرداخت حق الهی، اموالشان تطهیر می شود و این تطهیر اموال سبب نعمت و برکت می شود و دو برابر آن برمی گردد.
همه ادیان و فرهنگ و تمدن های بزرگ، پرداخت حقوق الهی را چه به صورت عشریه و چه به صورت خمس و حقوق الله، علت برکت و فزونی ثروت و اموال می دانند.
عشریه: یک دهم از درآمد است که از زمان های قدیم، حتی در زمان مصریان باستان معمول بوده است که آن ها قسمتی از محصولات کشاورزی و دامی خود را به معابد می دادند، حضرت ابراهیم از نخستین ثروتمندان بود که از پرداخت عشریه به مال و اموال رسید و بعد ها آن را به نوه اش یعقوب سپرد.
حضرت موسی عشریه را به عنوان یکی از تکالیف دینی به قومش آموخت که هر آنچه را که از محصولات کشاورزی و دامی و شکار و میراث بدست می آورند، یک دهم از آن را به عنوان عشریه تقدیم نمایند.
حضرت مسیح و پولس رسول عشریه خود را به معابد می دادند و مسیحیان در زمان حضرت مسیح یک چهارم از درآمد خود را در راه خدا می دادند که بعدها آن به یک دهم رسید و هر مسیحی عشریه را جزء تعلیمات دینی می داند که باید بخشی از درآمد خود را به حق الهی اختصاص دهد.
پرداخت حقوق الهی زائیده تفکر علمای دین برای جیب زدن پول یا جمع آوری درآمد نمی باشد، بلکه یک قانون و اصول دینی است که مومنین هر دینی با رضایت مندی و خضوع و خشوع در راه خدا می بخشند تا راه را برای فزونی اموال بگشایند، علاوه بر جنبه ظاهری و مادی در ادای حقوق الهی، جنبه معنوی و روحانی آن هم مدنظر است که علت ترقی و تعالی روح انسانی می شود و رشد و کمال فرد را به دنبال دارد، یعنی هم سبب نعمت و برکت است و هم سبب تطهیر اموال و تقدیس ارواح انسانی است، زیرا اموال دنیوی همیشه باعث تزلزل افراد انسانی می گردد.
در آثار و ادبیات دینی و عرفانی، صدها و شاید هزار ها قصه برای ترک دنیا و فرار از ثروت و غنا و انقطاع گفته اند که برای جذب روحانیات و معنویات و نزدیکی به حق لازم است که امروزه ترک دنیا مقبول کسی نیست حتی اگر به منظور نزدیکی به حق بوده باشد. ولی انقطاع می تواند انسان را به درجه ای برساند که هیچ چیزی او را مانعی برای رسیدن به حق نباشد، البته مقصود از انقطاع اسراف کردن یا ضایع کردن اموال نیست، بلکه در عین ثروتمند بودن و کسب اموال دنیوی تعلق نداشتن به آن است، کسی که عشریه، خمس و یا حقوق الهی می پردازد، خداوند را در کسب ثروت و تجارت شریک می کند و خیر عموم حاصل می شود، از طرفی به مال و ثروتش هم جنبه الهی و معنوی می دهد تا برای بدست آوردن ثروت به هر عمل غیر وجدانی دست نزند و خداوند را در عمل تجاری خود ناظر و بینا ببیند، یعنی به اموال خود جنبه معنوی می دهد و به نوعی اموال خود را مطهر و پاک می کند.
چه بسیارند که حقوق الهی را پرداخت کردند و حصول خیر و برکت و فراوانی نعمت را در زندگی خود تجربه کردند که به صورت داستان برای دیگران تعریف کردند.
رئیس یک بنگاه معاملات ملکی برای من تعریف کرد که چگونه با پرداخت حقوق الله زندگیش دگرگون شده است، او می گفت من خیلی تلاش می کردم که پولدار شوم، ولی نمی شدم تا اینکه حکمت و علت پرداخت حقوق خداوند را فهمیدم، از آن پس هر روزی که درآمد داشتم، سهمی از آن را به عنوان حقوق الهی در نظر می گرفتم و آن را می پرداختم ، مدتی بعد تاثیر آن را نه تنها از جنبه ظاهری زندگی ام مشاهده کردم ، بلکه از لحاظ معنوی، مثل پاکی روح از خساست و دنیاپرستی و مال دوستی هم دیدم و از جنبه مالی هم خیلی سود کردم، بعد از چند روز به من پیشنهاد خرید یک زمینی شد که صاحبش مدتی به دنبال مشتری بود که به من برخورد، وقتی به من پیشنهاد خرید آن زمین را داد، آن را خریدم ، بعد از چند وقت به 5 برابر قیمتی که خریده بودم، برای ساخت یک مرکز تجاری فروختم و به یک میلیونر بدل شدم، و از آنجا این اطمینان در من بوجود آمد که اگر خدا شریک امور مالی من باشد، حتما مرا هدایت می کند.
خمس: واژه خمس یک پنجم است که هر مومن مسلمان باید یک پنجم درآمد خود را به عنوان حقوق الهی ادا کند و جزء واجبات دین است که سهمی از درآمد هر شخصی یک قسمتی از آن مخصوص خداوند و پیامبر خدا است و قسمت دیگر مختص به سادات و خویشاوندان و یتیمان و در راه ماندگان است و هر فرد مسلمان معتقد است که پرداخت سهمی از آن به عنوان خمس باعث برکت در رزق و روزیشان می شود و از جنبه معنوی و روحانی سبب پاک شدن از گناهان و اندوخته معنوی آن در روز آخرت خواهد بود.
حقوق الهی در میان هندوها یک دهم از درآمد است که هر فرد هندو باید عشریه خود را به معابد بپردازد ، مگر اینکه فقیر باشد که حتی برای فقر اهم عشریه کمی درنظر گرفتند.
تفاوت حقوق الهی و خیریه
حقوق الهی و خیریه از جهاتی با هم متفاوتند ولی در هدف هر دو برای کمک به محتاجین و مستحقین و مصارف در امور خیریه است، ولی ما نمی توانیم از سهم حق الهی به نزدیکان و یا افراد گرفتار مشکلات مالی بپردازیم، البته کمک به هر انسان گرفتار عندالله محبوب است، ولی باید بدانیم در این صورت خدا را در مرتبه نخست قرار ندادیم، ولی می توانیم با خیریه دادن راه تعاون و تعاضد را نسبت به هم باز کنیم و از این طریق سبب می شویم، زندگی بسیاری در وضعیت بهتری قرار گیرد و مردم بیشتری در رفاه زندگی کنند.
دوستی برای من گفت، من تصمیم گرفتم، بجای اینکه حقوق الله را بپردازم آن مبلغ معین از درآمدم را به یکی از خویشاوندانم که گرفتار مشکلات دائمی بود بدهم، بعد از مدتی خود گرفتار قرض و بدهی و درگیر مشکلات مالی شدم، با خود می گفتم، من که نیتم خیر است، چرا زیر بار فشار قرض و بدهی قرار گرفتم، تا اینکه فهمیدم در پرداخت حقوق خداوند بی دقتی کردم و این تجربه به من درس ارزشمندی آموخت که اگرچه نیت من خیر است ولی خدا را در اولویت قرار ندادم و خویشانم را در مرحله نخست قرار دادم.
حقوق الله: واژه حقوق الله صدی و نوزده است، بسیاری از افراد را دیده ام که چون صاحب ثروت و ما یملک شدند، برای ادای حق الهی، به فروش قسمتی از آن املاک اقدام نمودند، زیرا بر این باورند که حقوق الهی به مانند درختی است که در قلب مومنین هر دینی کاشته می شود و به باور مردمانش بارور می شود، نکته قابل توجه این است که هدف و نقطه نظر این تعلیمات فقط شامل ثروتمندان نمی شود، بلکه همه مردمان اعم از زن و مرد، ثروتمند و فقیر، حتی کودکان هم می توانند از این فضل الهی بهره مند شوند، تعلیمی که در دراز مدت باعث درمان درد مادی و اقتصادی جهان امروز است.
این تعلیم دینی باعث می شود که افراد آن را یک فرصت عظیم در مقابل خود ببینند، بخاطر فوائدی که برای مردمانش دارد، هم از لحاظ شخصی و خصوصی برای هر فرد که سبب فزونی اموال می گردد و هم از جنبه حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی جهانی آن، کسانی مستحق دریافت آن هستند که واقعا محتاج آن باشند، تا مشکلات و گرفتاری های اقتصادی و اجتماعیشان حل شود، نه تنها مومنین آن دین، بلکه غیرمومنین هم می توانند از آن بهره مند شوند، شاید در آینده بسیاری از مشکلات مادی و اقتصادی جهان، با پرداخت حقوق الهی حل شود.
درک و احاطه کامل فهم آن، در این عالم از عقل ما خارج، تا زمانی که به جهان باقی بشتابیم تا بیشتر از فوائد آن آگاه شویم، خداوند برای ما چیزی می خواهد که حال ما نمی توانیم درک کنیم.
ادای حق الهی، سبب جلب فضل و عنایت الهی است، هم در این دنیا و هم در آن دنیا، اگر کسی در پرداخت آن خیانت کند (نپرداختن حقوق الهی را خیانت به خداوند می دانند) خداوند با عدل با او رفتار می کند، لازم است مختصر توضیحی بین عدل و فضل داده شود، در عدل هر فردی که به اندازه زحمت و کارش حقوق می گیرد ولی در فضل، بیشتر از کار و زحمتی که کشیده است، حقوق می گیرد که گاهی ما این فضل خدا را شانس آن فرد می دانیم، در حالیکه خداوند با او به فضل رفتار کرده است.
کسانی که، حقوق الهی ، خمس و عشریه خود را بپردازند، خداوند با آنها به فضل رفتار می کند و از آسمان بخشش برای او برکت نازل می کند، در حقیقت نزول برکات الهی از طریق فضل الهی صورت می گیرد، علاوه بر این دنیا، در عالم بالا، در مرتبه بالاتری قرار می گیرد.
بسیاری از افراد انسانی نسبت به پرداخت حقوق الهی، احساس ناخشنودی و یک مانع روانی برای آنها وجود دارد. زمانی که همسرم به من پیشنهاد تقدیمی حق الهی را داد، من آن لحظه چون از لحاظ روحی آمادگی لازم برای ادای حقوق الهی را نداشتم بهانه آوردم، سال ها گذشت تا من توانستم شیوه تفکرم را عوض کنم و آن هم به دلیل شنیدن داستان زن و شوهر فقیر افریقائی بود، آن ها با وجود نداشتن، هیچ مال و ثروتی، در حالیکه با فقر دست و پنجه نرم می کردند، مقداری از حقوق روزانه خود را به حقوق الله تقدیم می کردند، شکی نیست محرک هر فرد مومنی در اطاعت از امر خداوند حب و عشق الهی است، این زن و شوهر، روزی 20 دلار حقوق می گرفتند که از آن دو دلار به حقوق الله اختصاص می دادند، مسلما آنها از فضل الهی آگاه بودند و سهم خود را با خضوع و خشوع ادا می کردند.
بعد از شنیدن این داستان وقتی به خانه برگشتم به همسرم پیشنهاد دادم که فردا سهمی از پس اندازمان را تقدیم به حقوق الله نماید، همان شب در خواب می بینم یک چاهی بزرگ را که دهانه آن باز است که من درون آن افتاده ام، وقتی بیدار شدم به این خواب فکر کردم و تعبیری که از این خواب داشتم، متوجه شدم ممکن است در فشار روحی یا مالی قرار بگیرم و زمان برای پرداخت حقوق الهی مناسب نیست، گاهی شرایط و مکانی که شخصی در جایی زندگی می کند، سبب بسیاری از احتمالات می شود، فردا صبح وقتی خوابم رابرای همسرم گفتم، او گفت شاید این رویا و خواب یک هشدار است، پس صبر کنیم تا موقعش فرا برسد.
همسرم هر دو سه ماه می آمد از من می پرسید که آیا زمان آن نرسیده است و جواب من منفی بود، چون من برای اقدام به هر کاری از طریق دعا و خواب های الهام بخش هدایت خود را می طلبم و از این طریق متوجه می شوم که در برابر هر وضعیت چه کنم، دو سال گذشت، وقتی همسرم بعد از دوسال از من پرسید، آیا زمان آن فرا نرسیده است جواب من مثبت بود، در حقیقت با دعا و گشودن چشم دل از درون خود که الهام بخش تر از هر چیز دیگر است راه را گشودم.
ادای حقوق الهی، علاوه بر فواید بسیار می تواند ما را از بسیاری از تجربه های ناخوشایند زندگی نیز برهاند، بانویی خانه دار که مرتب حقوق الهی خود را ادا می کرد برای من گفت، من از پرداخت حقوق الله معجزات فراوان دیده ام که به دفعات در اوضاع و شرایط نامساعد و یا در مقابل حوادث ناگوار، ید قدرت الهی و موهبت بیکرانش را شامل حال ما می کرد، او گفت، یادم می آید چند سال قبل که در مسافرت به شمال بودیم، در جاده ایی پوشیده از برف به دلیل نداشتن زنجیر چرخ ناگهان ماشین ما لیز خورد و درست لبه پرتگاه توقف کرد، من این معجزه را مدیون پرداخت منظم وفادارانه سهمی از درآمدم را به خداوند می دانم که در بسیاری از شرایط و اوضاع نامساعد به کمک ما آمد و ما را در مقابل حوادث و وقایع ناگوار محافظت می کرد.
تاثیرات خیریه در زندگی: علاوه بر حقوق الهی، پرداخت خیریه هم مهم است، زیرا اگر چیزی در راه خیر ندهیم به زور و به طریقی از ما گرفته می شود، دوستی می گفت مرا به یک مراسمی دعوت کردند که در پایان آن مراسم طبق رسوم، نوبت به جمع آوری خیریه شد، گلدانی را در آن جمع برای واریز کردن خیریه قرار دادند که هر کسی به اندازه وسعش مبلغ تقدیمی خود را به صندوق خیریه اهداء نماید، من آن روز چون نیاز مالی ام زیاد بود نتوانستم خیریه ای بدهم، وقی با ماشین عازم منزل بودم، در راه برگشت یک لحظه به دلیل حواس پرتی و عدم رعایت قوانین رانندگی جریمه شدم، 10 برابر از آن مقداری که باید می پرداختم، پرداختم، آنجا بود که فهمیدم اگر داوطلبانه در راه خیریه ندهیم، ناگزیر و به زور از دست می دهیم.
مالیات و حقوق الهی چه فرقی دارند؟
ما با پرداخت مالیات نمی توانیم از حقوق الهی معاف شویم، بسیاری از افراد با اختصاص دادن بخشی از درآمد خود به حقوق الهی، سعی می کنند مجبور به دادن مالیات نشوند، زیرا محرک هر فردی در پرداخت حق الله حُب و عشق است، ولی در مالیات زور و اجبار است، و معتقدند که اگر سهمی از درآمدشان را با کمال رضا و خوشوقتی و روح و ریحان تقدیم کنند از نظر معنوی هم منشا کمک و الهام برای بسیاری از انسان ها می شوند که آن بهتر است از اینکه درآمدشان به جایی برود که خودشان راضی نیستند، البته در بعضی از کشورها افراد اگر مالیات نپردازند مشمول جریمه می گردند که در این مواقع باید بعد از کسر مالیات سهم خداوند پرداخت شود، این معلوم و واضح است که هم مالیات سبب نعمت و برکت و عزت و حفظ یک کشور می شود و هم پرداخت حقوق الهی، صرف کمک نیازمندان در کوتاه مدت و یکی از وسائل مهم در حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی جهان در درازمدت خواهد بود.
آیا صرف وقت، همان ادای حقوق الهی است، معلمی برای من می گفت، من با خودم قرار گذاشتم، بجای پرداخت حق الهی روزی دو ساعت از وقتم را صرف آموزش به دیگران بکنم، اگرچه آموزش یا هر کار عام المنفعه نیک است ولی جای حقوق الهی را نمی گیرد، زیرا حقوق خداوند به بخشی از درآمد اختصاص می یابد.
هیچ کس نمی تواند در حقوق الهی دخل و تصرف کند، چه کسانی که آن را پرداخت می کنند و چه کسانی که آن را به عنوان امین دریافت می کنند و به ما مربوط نیست که گیرنده آن را چگونه و به چه مصارفی می رساند که معمولا در قوانین و تعلیمات ادیان شرایط و جایی که باید پرداخت شود، مشخص شده است، معمولا در بعضی از تعلیمات دینی افراد حق الهی را به جایی می پردازند که دعا می کنند و هدایت می طلبند و عده ایی دیگر می گویند که ما حقوق الهی را جایی می پردازیم که منشاء الهام برای ما است و بعضی دیگر می گویند برای ما فرقی نمی کند، که کجا دیون الهی را پرداخت کنیم هر جا که به ما اعلان کنند می پردازیم.
پرداخت حقوق الهی در ادیان الهی اگرچه امری وجدانی و روحانی است ولی ادای آن بر کل مومنین فرض و واجب ، تا اینگونه حق شناسی و سپاسگزاری از نعمای بیشمار خدا را وظیفه خود بدانند، اگرچه که خدا بی نیاز است.

داشتن نیروی خارق العاده
همهٔ انسانها علاوه بر حواس پنجگانه، دارای نیروهای برتری هم هستند که در درون هر فرد قرار دارد مانند: گواهی دل، شهود و تخیل خلاقانه، حس ششم ، روشن بینی، قدرت های حسی برتر و وجود خواب های الهام بخش، این نیروها چون با روح آدمی سرو کار دارد بنابراین باید با ملاحظه و تامل درباره اش سخن گفت. من این نیروها را شاهدی بر معجزه نمی گیرم ؛ولی به نظر من آنها نشان دهندهٔ یک پدیده ماورائی و روحانی و طبیعی هستند که می توانند در زندگی و فکر و ذهن همه افراد به شکل کم و زیاد حضور داشته باشند و تا حدودی می تواند راهنما برای افراد و زندگیشان باشد. در سراسر تاریخ، شاید بزرگترین و والاترین مرجعی که توانسته است به زندگی انسان معنایی بدهد و آدمی را هدایت کند، پیامبران بوده اند که از طریق وحی الهی مردم را به راه درست هدایت می کردند و گمراهان را به راه راست باز می گرداندند. البته آنچه را که ما از پیامبران درک کردیم ،می تواند فقط سایه ای از واقعیات باشد، چون تمام و کمال نمی توانیم درک کنیم، همان گونه که شنیده ایم و خوانده ایم غیر از پیامبران انسانهایی هستند که استعداد قابلیت بهره وری از این نیروهای الهی را داشته اند مانند؛ شاعران، موسیقی دانان ،نقاشان، نویسندگان، دانشمندان، مخترعان و مکتشفان و قدیسان که اشعه ای از آن وحی الهی بصورت بارقهٔ الهامی بر افراد عادی تابیده است و آنان را دارای نیروی خارق العاده می سازد .این نیروها گاهی بصورت نبوغ در افراد ظاهر می شود و این نابغه ها به ندای شهود و تخیل خلاقانهٔ خود گوش فرا دادند و از رهنمودهای باطنی و درونی خود پیروی نمودند مانند؛ اینشتین در نظریهٔ نسبیت، این نیروهای الهامی گاهی بصورت شعر در شاعرانی چون حافظ ومولوی بروز نموده است و گاهی نقاشی و نسان و نکوگ که بیشتر سوژه های نقاشی خود را قبلا در رؤیاهایش می دیدرا نقاشی کرده است و گاهی در اختراعات و اکتشافات که دراین جهان بوجود آمده است، و جهان به وجود چنین افرادی نیازمند است مثلا: (( .انیشتین! در نظریهٔ نسبیت یکی از مهمترین ایده هایی که منبع الهام آن یک رؤیا بوده است .انیشتین ،در خواب می بیند که در حال عبور از مزرعه ای در کوهستان آلپ است که با گاوهایی در حال چرا مواجه می شود که در میان حصارهای الکتریکی محصور شده اند، صحنه هایی که دهقان و انیشتین از واکنش حرکت گاوها می بینند،کاملا متفاوت است .آنها راجع به این مساله کلی جر و بحث می کنند، وقتی انیشتین بیدار می شود به درک این موضوع جالب می پردازد که یک اتفاق یکسان از زوایای گوناگون می تواند متفاوت باشد. زیرا برحسب جایی که یک ناظر قرارداد ممکن است، به خاطر زمان لازم برای رسیدن نور به چشم ها چیز متفاوتی را ببیند و این خواب الهام بخش نظریهٔ نسبیت او بوده است. )) این خواب ها سبب می شود تا فرد از رویداد و وقایع باخبر شود و هر آنچه را که به آن می اندیشید ،توجه می نمود و علاقمند بوده است بصورت ابداع و ابتکار پیش روی مردم نهند تا همه بتوانند آنچه را از وجود نابغه ها بر می خاست، بهره ببرند، البته این ها مواهبی هستند تنها تنی چند به صورت ویژه از ان بر خور دارند.این بارقه های الهامی با منطق و استدلال سرو کار ندارد؛بلکه یک نیروی روحانی و معنوی است که در بعضی از افراد بیشتر است، شکی نیست پاکی طینت و صفای روح و انقطاع کامل می تواند جذب عنایات و مواهب الهی باشد که از طریق گواهی دل ، رویا یا بصورت شهود و تخیل خلاق و روشن بینی ظاهر شود و توجه کردن به این بارقه ها موجب اعتماد به نفس می شود و توانمندی می آورد و لازمهٔ عصر حاضر، جسارت و فردیت است و گرایش به دنیای ماورائی جنبه ای ازخاص نگری و فردیت است و اگر بخواهیم بدون خطر ایجاد شکاف بین افراد، انسان ها را از طریق بارقه های الهامی در نظر بگیریم، وافراد را که در برابر تصادم ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی قرار دارند وفرهنگ هر منطقه با شرایط اجتماعی ،نژادی و مذهبی زمینه ای جدا از فرهنگ جوامع دیگر دارد، ذکر این نکته هم پسندیده است که موفقیت افراد در متفاوت بودنشان یا نشان دادن فردیت و خاص بودنشان است، در این زمان که قرن بیست و یکم است جسارت داشتن فردیت و خاص نگریستن افراد به نوعی ویژگی فرد است که در افراد مختلف به شکل های مختلف ظاهر می شود. یکی از طریق گواهی دل و قدرتهای نبوغ آمیزش ظاهر می شود یعنی ؛وقتی شخص با تمام نیروی ذهنی روی مسئله ای کار کند ؛اما نتواند به نتیجه برسد .ولی هنگام استراحت یا در مکانی آن اندیشه یا طرح ناگهانی به ذهن هوشیار فرد می آید، بدون استدلال و منطق ،و او را در یک مسیر عالی به پیش می برد آن گواهی دل است مثلا ((.ارشمیدس معروفترین کشف خود را در خزینه حمام انجام داد. پادشاه به او ماموریت داده بود راز کار جواهرساز خیانتکار دربار او را کشف و رسوا کند، شاه هیرون بر کار جواهرساز شک کرده بود و چنین پنداشت که او بخشی از طلایی را که برای ساختن تاج شاهی به وی داده بود برای خود برداشته و باقی آن را با فلز نقره که بسیار ارزانتر بود، مخلوط کرده و تاج را ساخته است. هر چند ارشمیدس می دانست که فلزات گوناگون وزن مخصوص دارند ولی تا آن لحظه فکر می کرد که مجبور است تاج پادشاهی را ذوب کند و آن را به صورت شمش طلا قالب ریزی کند تا بتواند وزن آن را باشمش های طلای نابی به همان اندازه مقایسه کند. اما در این روش تاج پادشاهی نیز از بین می رفت پس او مجبور بود راه دیگری برای این کار بیابد. روزی که او در حمامی عمومی به داخل خزینه حمام پا نهاد و در آن نشست و حین این کار بالا آمدن آب خزینه را مشاهده کرد. ناگهان فکری به مغزش خطور کرد. او بلافاصله لنگی را به دور خود پیچید و به خانه روان شد و مرتب فریاد می زد یافتم، یافتم به زبان یونان.))
He ureca! He ureca
این بارقه ها گاهی از طریق رویا و خواب الهام بخش بر نویسندگان و شاعران نیز نفوذ کرده است مثلا مری شلی بهترین داستان نویس ترسناک نوشته است که بعد از روزها فکر کردن، شبی خوابی می بیند که با این خواب ذهن مری جرقه ای می زند و کار نوشتن فرانگشتاین می شود. یا نغمه و تم ترانه شهود yesterday در حین خواب به ذهن پل مک کارتنی می رسد این بارقه های الهامی سبب می شود که فرد دارای اعتماد به نفس می شود و با اقتدار عمل کند و به هدفش جامعه عمل بپوشاند. این بارقه ها از شهود و تخیل خلاقانه و رویا گرفته تا گواهی دل که از طریق نبوغ و قدرتهای نبوغ آمیز ظاهر می شود که هر کدام از آنها می تواند جامعهٔ بشری را بسوی پیشرفت سوق دهد و بسیاری از سوء تفاهمات را در زمینهٔ امور روحانی حل نماید و دگرگونی و تحول در اقتصاد و سیاست و هنر و بوجود آورد. البته اقدامات و نظریاتی که توسط این افراد ابراز می شود برای همه ممکن است صحیح و مفید نباشد؛ ولی هر کس می تواند بنابر نظر شخصی ،فرهنگی ، اخلاقی و مذهبی خود از آن بهره بگیرد و عمل نماید و گفتگوها از بارقه های الهامی نباید به خرافات و اندیشه های نامطلوب آمیخته شود یا موجب اختلاف و انشقاق جامعه شود بلکه باید از پدید آمدن دسته و گروه خودداری شود و هدفش نه تنها برای آسایش و رفاه کل جامعه باشد، بلکه با تنوع بخشیدن به افکار و عقاید و ایده ها ایجاد هماهنگی بین جوامع مختلف باشد و تاثیرات متقابلی که از آن حاصل می شود کارآمد باشد. البته مقتضای این جهان است که سلیقه و فکر و رفتار افراد متفاوت باشد؛ ولی این تنوع نباید مانع احترام به شرافت وحقوق انسانی گردد. زیرا حقوق انسانی جزئی از حقوق بشر است که جلوه گاه اصولی است که حیثیت و شرافت آدمی بر آن متکی است و رعایت کردن آن همهٔ افراد را به مرتبهٔ عالی انسانی می رساند، اگر فردی اندیشهٔ بکری به ذهنش بیاید، باید آن را بیان کند، چه ممکن است بیان آن موجب تغییر وتحول در افکار واذهان اجتماع در زندگی انسانها شود مثلا نظریهٔ داروین اگرچه که جنجال برانگیز بود ولی در بسیاری از موارد از جمله در حوزهٔ پزشکی کاربرد داشته است. بنابراین باید دل و جرأت به خرج داد و از کشمکش و مخالفتی که احتمالا پیش می آید نگران نشود و به سخنان منفی اهمیتی ندهد و در مقابل برای همبستگی و وحدت جامعه از هر گونه برخوردهای اجتماعی که باعث تشتت می شود، دوری کند، در این مرحله است که او وارد بلوغ اجتماعی اش شده است ، مقصود از ذکر آنچه رفت، آن است که هر انسانی یک نیروی بی همتا در درون خود نهفته دارد که ریشهٔ محرکات معنوی و سابقه آدمی است و تجربیاتی است که یک فرد در طول سالها از این نیروی بی همتا بهره برده است. این تجربیات در حقیقت یکی از مهیج ترین تجربه های زندگی و آزمون زندگی من بوده است من از طریق رؤیاهایی که در خواب بر من عارض می شودو آن به نوعی بارقه های الهامی است، که مرایاری می کند تا از مشکلات و بحرانهای زندگی با اطمینان خاطر عبور نمایم و به اموری که مافوق قدرت من است موفق شوم که البته نباید فکر کرد آن نیرو غیرعادی است؛ بلکه فقط از قدرت و نیروی خود آگاه شدم و خود را در مسیر مواهب الهی قرار دادم و از آن برای بهتر شدن زندگی ام برای ایجاد یک شرایط بهتر و زیباتر اقدام نموده ام، این بارقه های الهامی که در خواب بر من آشکار می شود، نه تله پاتی ،نه حس ششم و نه قدرت برتر حسی است؛زیرا از طریق آموزش میسر نیست ؛بلکه رویایی است از گواهی دل و شهود تخیل خلاقانه و روشن بینی که کسی نمی تواندآن را در درون خود بپروارند و یا از طریق دانش آن را بوجود آورد، این رؤیاهای الهام بخش کیفیت شگفت انگیزی دارد که شدیدا مرا تحت تاثیر قرار می دهد و کسی غیر از خودم نمی تواند آنرا درک کند؛ زیرا با آگاهی از حقایق و رویدادهای بیرونی و آتی بدون کمک از دانش و اطلاعات و یا بدون استفاده از حواس پنجگانه تا حدودی می توانم از گذشته و حال و آینده آگاهی یابم. این رؤیا ها می تواند مانند رؤیای حضرت یوسف یا رؤیای انبیای دیگر باشد و یا می تواند به صورت اشعه ای باشد از آن الهام الهی که به افراد عادی مانند شاعران ،نویسندگان و قدیسان می رسد، البته برای تعبیرات این رویاها می توان بر تجربه ها تکیه زد و خود را آموزش داد تا به تعبیر از آن رؤیاها برای توفیق توانمندی در زندگی اش استفاده نماید و نباید آنرا نادیده گرفت ، زیرا گاهی زمان از دست می رود، مثلا ((.مندلیف نوشت ؛روزی که در حال فکر کردن بر روی مساله ای بودم ،پشت میزم به خواب رفتم .در خواب دیدم که همهٔ عناصر به شکلی مناسب سر جای خود قرار گرفته اند، زمانی که بیدار شدم آن را به سرعت روی یک تکه کاغذ نوشتم و بعد از این خواب فقط دو هفته طول کشید تا مندلیف ارتباط بین خواص و وزن اتمی عناصر را به صورت جدول تناوب چاپ کند.))بنابراین زمان مهم است ؛زیرا گاهی با نادیده گرفتن رؤیاها آن اندیشه ها از بین می رود، من گاهی که این رؤیاها را نادیده گرفتم در شرایط دشوار قرار گرفتم، انگار خداوند می خواهد با آزمودن من در شرایط دشوار داشتن این مواهب را درک کنم تا در شرایط سخت ذهنم بازتر شود و نیرو وقدرت بیشتری یابد تا هر آنچه را که نامناسب است، محو و ناپدید نماید و هر آنچه را که مناسب و زیباست به بهترین شکل ظاهر کند. آیا استفاده از رؤیاهای الهام بخش برای افراد عادی ممدوح و یا مذموم است، این به خود فردبستگی دارد که خواب های اضغاث احلام را از خوابهای الهام بخش تشخیص دهد؛ ولی اگر این خوابها دانش و دریافت آنی درباره چیزی باشد که به ذهن افراد بیاید نه تنها برای خود فرد بلکه می تواند گسترهٔ وسیعی از افرادرا شامل شود که از آن در جهت پیشبرد اهداف انسانی و از بین بردن رفتار غیرانسانی بهره جوید، من از رؤیاها برای آشکار شدن بعضی از حقایق و روشن بینی دربارهٔ آن حقایق و رویدادها از آن بهره جستم که سبب رشد وبا لندگی ام و رفع سوء تفاهمات از یک طرف و ایجاد نیروی وحدت بخش جامعه از طرف دیگر گردید، مثلا واقعه ای ناخوشایند در حال وقوع بود که باعث ایجاد ناامنی و استرس می شد و یا برای دیگران مضر بود توانستم از آن پیشگیری کنم گاهی احساس خوشایند و احساس ناخوشایند و یا واکنشهای اندیشه های افراد نه تنها در عالم رؤیا بلکه در بیداری هم بر من آشکار می شود مثلا ؛وقتی فردی از مقابل من رد می شود از طریق گرم و سرد شدن دستهام، ذهن و نیت آنها مشخص می شود این حس در وجود من است و جدا از من نیست و کسی غیر از من نمی تواند آن را حس کند برای درک این حالات و پی بردن به حال و هوای آن چیزی نیست که به قلم و بیان آید و برای اینکه از محیط بیرون و واکنش های آن تاثیر نگیرم تا قلب و روح غنی داشته باشم زندگی ام را در مسیر ارادهٔ الهی قرار دادم تا از آن در راه وصول به اهداف عالیه انسانی و معنوی بهره ببرم و آن عامل مهمی است برای رشد اخلاقی و صفات روحانی من، بر این اساس می توان چنین استنباط نمود که این موهبت الهی سبب توانمندی و قابلیت و توانائی ام و منبع مهم خلاقیت و نوآوری ام شده است.




