توضیحات

کتاب تفکرات و تخیلات من

نویسنده : روفیا نعمتیان

فهرست
1- مقدمه
2- بهشت و جهنم
3- عکس
4- بررسی داستان آدم وحوا
5- نظریات تکاملی انواع و زندگی نامه داروین
6- بررسی نظریات تکاملی داروین و خلقت اولیه انسان
7- مکان های مختلف اصحاب کهف
8- بررسی داستان اصحاب کهف  

9- برزخ
10- معاد
11 – بخش پایانی  

مقدمه

هدف از نوشتن این کتاب، ایجاد افکار و عقایدی است که با ضروریات زمان موافق و مطابق باشد، و نظریات تازه ای در آن عرضه شود تا با نوآوری های فکری ، اجتماعی و فرهنگی، بینشی نوین و به معلومات قبلی اضافه نماید.
مطالب این کتاب بر مبنای تخیلات و تفکرات نویسنده و بر شالودة مستندات مختلف از کتب مقدسه و مقاله های علمی و نظری است که پس از سلسله ای از استدلال ها و شواهد تاریخی عرضه می گردد.
خواندن این کتاب را بیش از همة به سه گروه توصیه می کنم: نخست به جویندگان حقیقت، دوم به کسانی که در رابطه با مفاهیم روحانی دچار سوء تفاهم هستند و سوم به کسانی که جویای مطالبی الهام بخش هستند.
بسیار خوشحالم که نوشتن کتاب را در محیطی شروع نمودم که سرشار از زیبایی است ؛ با هوایی معتدل و دریایی آبی. همان لحظه ای که اقدام به نوشتن نموده ام ، همواره شاهد آرامش درونم و تفاوت در نگاهم به دنیای اطراف و شیوة زندگی ام بوده ام و ایمان دارم که در آینده، پیشرفتها و موفقیتهای بیشتری برایم رقم خواهد خورد. خود را در نظر می آورم که این تصورم به حقیقت پیوسته است.
در طول این سالها، به تجربه دریافته ام که همة انسان ها به جنبه های معنوی و روحانی زندگی اهمیت می دهند و حس روحانی و در زندگی همة آن ها مهم است. همه ما می خواهیم مفاهیم روحانی را بدون ابهام و سوءتفاهم درک کنیم، به گونه ای که با واقعیت های زندگی منطبق باشد. بنابراین به شما توصیه می کنم که کتاب «تفکرات و تخیلات من »را مطالعه کنید این کتاب همچون نهضتی روحانی ، اجتماعی و فرهنگی است که به حقیقت پیوسته است: ذکر این نکته ضروری است که بنابر ملاحظاتی، بسیاری از مطالب را ناگفته گذاشتیم.
من معتقدم که درک مفاهیم روحانی ، سبب توانگری ، و روشن بینی ، هماهنگی ، قدرت و سلامتی می شود و ایمان دارم که مطالعه این کتاب زندگی بسیاری از شما را تغییر می دهد. از شما میخواهم برکات و موهبت هایی را که از طریق مطالعه این کتاب به شما رسیده است ، با دیگران در میان بگذارید .
پی بردن به حقیقت های روحانی عالم آفرینش، یکی از قوای ذهنی و معنوی من است که به مدد کشف و شهود روحانی و با نوشتن آن را به بیرون افکندم و مطالعه آن را به همه توصیه می نمایم.

 

 

بهشت و جهنم
«بهشت یعنی نزدیکی و قربیت به خداوند و جهنم یعنی دور شدن از حق و رانده شدن از درگاه الهی » اگرچه شناخت عالم بالا با فهم بشری ممکن نیست و عقل و علم به این مسائل راهی ندارند، ولی با پرورش استعدادهای روحانی تا حدی میتوان به شناخت آن نائل آمد. در ادیان الهی قبل و کتب مقدسه، تصویری از بهشت و جهنم برای مردم ترسیم کردند. مشابه همان تصویری که پدران و مادران در قصه ها و داستان ها برای کودکان می گویند، زیرا پیامبران برای درک و فهم مردم نابالغ، چاره ای نداشتند جز اینکه  با تمثیلات ساده، امور روحانی را توضیح دهند.
افرادی که درباره بهشت و جهنم داستان نوشته و یا فیلم ساختند، به گونه ای شرح داده اند که انگار در آن عالم حاکم مستبدی بر تخت نشسته است و فرمانبردارانی جلوی او رژه می روند و منتظر دستورات او هستند . وقتی فردی از این جهان می رود ، حاکم دستور می دهد تو طرف بهشت برو و تو به طرف جهنم . بهشت به قدری زیبا وصف شده که آرزوی همه است. بهشتی که در زیر درختانش نهرها جاری است، درختان سرسبز و پرسایه، حوریان بهشتی و شراب ناب دارد و جهنمی که آتش سوزان و فشار دندان دارد. همة این داستان ها را برای مردمان آن زمان می گفتند تا بتوانند آنها را در مسیر درست هدایت نمایند و خوی پرخاشجوی آنان را از راه ترس و امید به نیکویی سوق دهند و با ساختن این گونه تمثیلات سعی می کردند که مردم را از گناه دور کنند و آنها را از عواقب اعمال خود آگاه نمایند. تمثیلاتی که با فهم بشری آن زمان متناسب بود.
ما برای درک بهتر، عالم بالا را به عالم جنین شبیه می کنیم. یک جنین در رحم مادر، برای اینکه بعد از تولدش در دنیا دچار زحمت نشود، باید کامل شود. یعنی چشم ، گوش ، دست ، پا و هر آنچه که لازم است را باید در عالم جنین کسب نماید تا در این عالم دچار رنج وزحمت نشود. ما هم برای اینکه در آن عالم به خداوند نزدیک شویم، باید آنچه را که لازم است در این دنیاکسب نمائیم تا بتوانیم در آن جهان که جهان ابدیت است، به ترقی روحانی خود ادامه دهیم.
آن جهان، جهان عوالم متعدد است. در مثالی، ما آن جهان را به دایره ای تشبیه می کنیم که بهشت در راس آن و جهنم در پایین آن قرار دارد.
در راس آن دایره، اول خداوند که بالاترین قسمت است قرار دارد در خط بعدی پیامبران که به حق نزدیک اند، هستند. بعد از پیامبران، اولیا و مقربین. هر چه ازراس دایره پایین تر می آئیم، افراد به تناسب عملکردشان در آن قسمت قرار می گیرند. یعنی هر چه افراد به حق نزدیکتر باشند، جایشان در بهشت است و هر چه از مرکز دایره به سمت پایین می رویم، افراد از قربیت و نزدیکی حق دور می شوند . این دوری و محرومیت در جهنم بودن است و این یعنی مکافات و مجازات اعمال افراد. و مجازات به شکل محرومیت و هبوط روحانی.
تفاوت بین افراد، بعد از مرگ آنان معلوم می شود. انسان بعد از درگذشتن از این جهان، ممکن است در پایین ترین مرتبه از عالم بالا قرار گیرد، یعنی به اصطلاح در جهنمی که تصویر می شد قرار بگیرند ولی با دعای بازماندگان و دادن خیرات آنان به مرحله بالاتری ترقی نمایند.
اگر مردی کارهای نیکش زیاد باشد، به همان نسبت به مدارج بالاتری ترقی می نماید و ترقی او در عالم بالا تا بی نهایت ادامه می یابد.
با مثال حقیقتی را که هزاران نفر، از تجارب شخصی خود به آن گواهی دادند، بیان می کنیم.
مثال اول، مربوط به تاجری است که دارای ثروت فراوانی است. او مقداری از ثروتش را در راه گشودن گره ها و مشکلات مردم هزینه می کند؛ مانند کمک به ایتام و بیوگان و امور عام المنفعه مانند ساختن مدرسه و بیمارستان. آیا این شخص می تواند مطمئن باشد که به بهشت وارد می شود؟ مسلما خیر. تنها زمانی خدماتش مورد قبول واقع می گردد که به هوای نفس آلوده نشده باشد و ادای فرایض و انجام خدمات، به نیت نزدیک شدن به پروردگار باشد. ولی اگر برای کسب شهرت و آلوده به هوای های نفسانی باشد حتی اگر تمام اموال خود را صدقه دهد و یا تمام مردم از سفره او نصیب برند، مقبول درگاه حق نمی شود.
محبت باید شامل تمام موجودات در این جهان باشد اگر کسی عمر گرانمایه خود را فقط صرف کمک به انسانها نماید، ولی محبت به حیوانات و توجه به محیط زیست برای او اهمیتی نداشته باشد، در این صورت چنین شخصی حس مسئولیت پذیری اجتماعی و اخلاقی را در خود ایجاد ننموده است و اعمالش نمی تواند لله برای خداوند و نیتش خالصانه باشد. بطوریکه در انجیل متی (فصل 19 آیه 24) عبارتی از حضرت مسیح نقل شده است که می فرماید: «وگذشتن شتر از سوراخ سوزن، آسانتر است از دخول شخص دولتمند در ملکوت خدا…» ولی با این وجود هیچکس حق این سوال را، حتی از خودش ندارد که آیا نیت آن شخص واقعا خالص و برای خدا است. یا مخلوط به امیال و اغراض شخصی است. چون غیر از خداوند هیچکس بر این امور آگاه نیست و کسی نمی تواند قضاوت کند. به همین دلیل است که اعمال افراد بر اساس میزانی سنجیده می شود که فقط خداوند از آن آگاه است. عملکرد همه افراد باید نشانگر دوستی و محبت به تمام افراد جامعه، صرف نظر از اینکه چه دینی و چه فکری و چه باوری دارند، و به محیط زیست و حیوانات و همه موجودات باشد تا فضل و عدل خداوند شامل حالش گردد.
مثال دوم مربوط به فردی است که در یک منطقة جرم خیز زندگی می کند و جرمی هم مرتکب شده است. وضعیت او در آن عالم چگونه است؟
افرادی که از حمایت پدر و مادر یا اولیاء خود محروم بودند و در محیطی که با مهر و عطوفت و آرامش و آسایش مادی پرورش نیافته اند و در معرض هر نوع خشونت و سوء استفاده ای بودند و نتوانستند استعداد و قوة تشخیص و تمیز خود را پرورش دهند، با افراد دیگر قضاوت نمی شوند. چه بسا افرادی که در این عالم محرومیت کشیدند و از لحاظ فکری ، عاطفی و اخلاقی در شرایط مساوی با دیگران نبوده اند، به خاطر محرومیت شان در مرتبة بالاتری قرار گیرند.
البته خداوند بنابرفضل خود، به تمام انسان ها، هر چقدر هم که حقیر باشند، استعدادهایی عطا نموده است که باید صرف نظر از اینکه در چه خانواده ای پرورش یافته اند و یا در چه محیطی رشد نموده اند، باتلاش خودشان بتوانند از این استعدادها استفاده نمایند و بدانند که مشکلات برای قوی شدن لازم است و باعث رشد و ترقی آن ها می شود.
در واقعه ای مانند زلزله سیل یا بلایای طبیعی دیگر، این تصور در ذهن برخی ایجاد می شود که خشک و تر با هم می سوزند. این افراد از رحمانیت خداوند بی خبر هستند و تصور می کنند خدایی سختگیر دارند نه دستگیر و فکر می کنندکه آنچه بر سرشان آمده است، بر اثر فساد و گناهکاری دیگران است و تقصیر را به گردن دیگران می اندازند. در صورتی که همة انسانها ضعیف، ناتوان و دارای نقایص فراوان هستند. ممکن است فردی آشکارا گناه کند و فرد دیگری پنهانی. مثلا یکی ممکن است دزدی کند و دیگری غیبت و فتنه گری کند. پس هیچ انسانی کفارة گناه کس دیگری را نمی پردازد، حتی اگر آن انسان بهترین باشد، باز هم انسان است و جایز الخطاء.
در رابطه با کودکان ممکن است فکر کنیم که آنها هیچ گناهی ندارند، پس چرا باید مورد ظلم و ستم واقع شوند. باید بدانیم این اطفال همیشه مورد لطف حق هستند و اگر از این دنیا بروند، در آن دنیا به بهشت میروند. ما نمی دانیم که اگر این کودکان زنده بودند، چه عواقبی در انتظارشان بود. چه بسا زندگی به قدری بر آنان سخت می شد که ممکن بود دست به خودکشی بزنند و یا این سوال را بپرسند که چرا به این دنیا آمده ایم؟ و میلی به ماندن در این جهان نداشته باشند. همچنین ممکن بود بعضی از آنها به دلیل عدم تربیت و نداشتن حسن مسئولیت اجتماعی و اخلاقی هم به خودشان و هم به جامعه آسیب بزنند و باعث رنج و عذاب دیگران بشوند. پس باید بدانیم قضای الهی، هم یک مصیبت است و هم تنبیه و امتحان که بشر را از آلودگی های دنیوی پاک نماید.
پس نتیجه می گیریم که بهشت، هم در این جهان و هم در آن جهان نزدیکی به خداوند است.ترقی روح انسانی از مرتبة ای به مرتبه دیگر در آن عالم، می تواند هم با فضل و موهبت خداوند و هم با طلب مغفرت و دعای انسان های دیگر و یا دادن خیرات اطرافیان تحقق یابد.